# واژهنامه
چندوظیفگی
Multitasking
/ˌmʌltiˈtæskɪŋ/
# شناخت و تفکر
سطح سختی: سبک
تعریف ساده
تلاش برای انجام همزمان چند تکلیف ذهنی، که معمولاً با کاهش کیفیت و سرعت انجام هرکدام همراه است.
تعریف تخصصی
پژوهشهای شناختی نشان میدهند آنچه «چندوظیفگی» نامیده میشود، اغلب جابهجایی سریع توجه بین تکالیف است، نه پردازش واقعاً همزمان؛ این جابهجایی هزینهٔ شناختی و افت عملکرد به همراه دارد.
مثالهای واقعی
۱
چندوظیفگی هنگام رانندگی و پیامدادن همزمان، خطر تصادف را بهشدت بالا میبرد.
۲
با وجود باور به توانایی چندوظیفگی، مطالعات نشان میدهند تمرکز روی یک کار، بازده بیشتری دارد.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.