# واژه‌نامه

خودتنظیمی

Self-Regulation /sɛlf ˌrɛɡjʊˈleɪʃn/
# رفتار و عادت سطح سختی: متوسط

تعریف ساده

توانایی کنترل افکار، هیجانات و رفتارهای خود در جهت رسیدن به یک هدف بلندمدت، حتی در برابر وسوسه‌های آنی.

تعریف تخصصی

خودتنظیمی شامل نظارت بر خود، ارزیابی پیشرفت نسبت به هدف، و تعدیل رفتار است؛ آزمایش معروف «مارشمالو» میشل، رابطهٔ خودتنظیمی دوران کودکی را با موفقیت‌های بعدی زندگی نشان داد.

مثال‌های واقعی

۱

خودتنظیمی به او کمک کرد با وجود خستگی، برنامهٔ ورزشی روزانه‌اش را ادامه دهد.

۲

کودکی با خودتنظیمی بالا، می‌تواند خوردن شیرینی را به تعویق بیندازد تا پاداش بزرگ‌تری بگیرد.

درس‌های مرتبط

هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.