# واژهنامه
تجزیهٔ روانی
Dissociation
/dɪˌsoʊsiˈeɪʃn/
# درمان و رویکردها
سطح سختی: سنگین
تعریف ساده
قطع موقت ارتباط بین افکار، احساسات، حس هویت یا حافظه است که اغلب بهعنوان مکانیزم دفاعی در برابر تجربهٔ طاقتفرسا رخ میدهد.
تعریف تخصصی
تجزیهٔ روانی طیفی دارد؛ از روزمره (مثل گمکردن حواس هنگام رانندگی) تا شدید (اختلال هویت تجزیهای). در آسیب روانی شدید، تجزیه راهی برای «فاصلهگرفتن» ذهن از تجربهٔ غیرقابلتحمل است.
مثالهای واقعی
۱
در لحظهٔ حادثه، دچار تجزیهٔ روانی شد و بعداً جزئیات آن دقایق را اصلاً بهخاطر نمیآورد.
۲
تجزیهٔ روانی خفیف، مثل رسیدن به خانه بدون یادآوری مسیر رانندگی، برای خیلیها آشناست.
واژههای مرتبط
درسهای مرتبط
هنوز درسی به این واژه مرتبط نشده است.